هجرین جگرینی هر کیمین قان ائیله ر تدریجیله وصلین اونا درمان ائیله ر زلفون کیمی کی مدت ایله کافر ائده ر لعلین اونو بیر دم ده مسلمان ائیله ر ... می شوقو اولوبدور منه عادت ای شیخ گه لدیکجه بو شوق اولور زیادت ای شیخ خوش دور منه می ، سنه عبادت ای شیخ رای ایله دگیل عشق و ارادت ای شیخ ... هجر تو جگر هر کسی را خون می کند وصل تو به تدریج آن را درمان می کند زلفت که در مدت طولانی کافر می کند لعل لبت در یک دم مسلمانش می کند ... عشق به می برای من عادت شده ، ای شیخ روز به روز این عشق زیاد می شود ، ای شیخ برای من می خوش است و برای تو عبادت ، ای شیخ عشق و ارادت با رای تو نیست ، ای شیخ « ملا محمد فضولی»
الوداع میخانه چی ارتیق قالامییوروم بیر باشقاییم بو آخشام سرخوش اولامییوروم عاینی قدح ، عاینی می بیر تات الامییوروم الله هیم نه سیل شئی دیر سرخوش اولامییوروم نه گؤگ نه ده یئرده ییم بیر غریب سفرده ییم عاشیق م یم من نهییم سرخوش اولامییوروم عاینی قدح عاینی می بیر تات آلامییوروم *** خداحافظ میخانه چی دیگر نمی توانم بمانم امشب حال دیگری دارم نمی توانم سرخوش شوم همان قدح و همان می دیگر لذتی نمی برم خدای من این دیگر چه حالیست نمی توانم سرخوش شوم نه در آسمانم ، نه در زمین در سفری غریبم عاشقم ؟ چه حالی دارم نمی توانم سرخوش شوم همان قدح همان می دیگر لذتی نمی برم