شـيندخـت و شـعر تـرکـی
Shindokht and Turkish Poetry

شيندخت در سايت‌های ديگر :
کاريکلماتور  :  سهراب.ارگ
اکسـير [
مهرآوا : فوک‌لوريک : گنجينه‌ی اسرار ]

فوتوبلاگ
شيندخت

شيندخت
و بجنورد


شيندخت

Thursday, March 11, 2004




هر كدرين تسللىسى تاپيلير٫ اوزولمه!
اينسان نه قده ر سئوسه اونودابيلر
فصللر٫ گلير گئچر٫ ايللر گئچر
سن ده اونودارسان بير گون گلر.
هر شئيى٫ هن هر شئيى اونودابيلرسن
حتتا بوتون يازديقلاريمى سطير سطير
قاليرسا ايچينده٫ بير درين سيزيلتى قالير.

براى هر غمى تسكينى پيدا مىشود, اندوهگين نباش
انسان هر قدر هم كه دوست داشته باشد, مىتواند كه فراموش كند
فصلها مىآيند و مىروند, سالها مىگذرند
تو هم , روزى خواهد آمد كه فراموش كنى
همه چيز را, آرى همه چيز را مىتوانى فراموش كنى
حتى همه نوشته هايم را, سطر به سطر
و اگر چيزى بماند, تنها دردى عميق در درونت خواهد بود




  




خالق باياتىسى: ترانه مردمى

فلک فرياد اليندن
اولماديم شاد اليندن
يامان يئرده ييخليديم
توتمادي ياد اليمدن
من عاشيق٫ آغلامازديم
گولرديم٫ آغلامازديم
بيلسه يديم وفان بودور
سنه بئل باغلامازديم
من عاشيق٫ نه دن اولدو؟
آيريليق نه دن اولدو؟
جفا چکديم٫ يار سئوديم
اليمدن گئدن اولدو

فلك فرياد از دست تو
هرگز مرا شاد نكردى
در سرزمينى بيرحم از پاى افتادم
اما هيچ بيگانه اى دست كمك به سويم دراز نكرد
من عاشق بودم, هرگز نمىگريستم
هميشه خندان بودم, اصلا نمىگريستم
اگر مىدانستم كه اينچنين بىوفايى
هرگز كمر به عشق تو نمىبستم
من عاشق بودم, ندانستم چه شد؟
و جدايى از چه روى ميانمان افتاد؟
جفا كشيدم, آه , عاشق يارى شدم
اما آنچه كه از دست دادم , همو بود.



  


Wednesday, March 03, 2004




زامان آليشماغى اؤيره دير
آمما اونوتماغى , اصلا....

زمان, عادت كردن رو ياد مىده به انسان
ولى فراموش كردن رو؟ هرگز.....
  




يئنه قيلينجينی چکدی اوستومه
قوربانی اولدوغوم او آلا گؤز‌لر

يئنه جللاد اولوپ دوردو قصديمه
قلم قاش آلتيندا پيياله گؤز‌لر

سئودا يولچوسويام ازل ياشيم‌دان
کؤنلوم آيری گزير جان سيرداشيم‌دان

داغيدير هوشومو آلير باشيم‌دان
سوزولوپ گئدنده خياله گؤزلر.



باز‌هم آن چشم‌ها‌ی ميشى جادو‌يی
که قربان‌شان می‌روم
شمشير‌ش را به رو‌يم کشيد

باز هم آن پياله‌ی چشم‌ها در زير‌ کمان ابروها
جلاد شد و به‌ قصد جان من بر‌خاست.

من از روز ازل مسافر راه عشق‌ام
خاطرم از همراز جانی ام جدا افتاده

عقلم ويران می‌کند
و هوش‌ از سرم می‌ربايد
هنگامی که آن‌چشم‌ها نگاه از من بر می‌تابند
و به خيالی دور فرو می‌غلتند
  


 
 

 

 

Links

بانک اطلاعاتی بجنوردی‌ها

 

Archives

January 2004
February 2004
March 2004
May 2004
August 2005
February 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
October 2006
November 2006
December 2006

Logo


 

 

هرگونه برداشت از مطالب يا تصاوير اين وب‌لاگ بدون ذکر نام و آدرس ماخذ ممنوع است.
 Ø´Ø±Ø§Ø±Ù‡ انصاری